و آثار متعددش تصوير خوبي از علم و تمدن سرياني آن روزگار به دست ميدهد. او براي سريانيان در حكم ونسان دوبووه يا آلبرت كبير براي لاتينيزبانان بود، ولي متأسفانه زبان سرياني بعد از او ديري نپاييد. او آخرين نويسندهٴ مهم سرياني بود.1
مندرجات: 1) اخترشناسي ؛ 2) طب؛ 3) تاريخ و جغرافيا؛ 4) زبانشناسي؛ 5) فلسفه؛ 6) الٰهيات؛ 7) ساير موضوعات؛ 8) نقد و تحليل كلي.
1. اخترشناسي ــ ابوالفرج در 1279، در مراغه رسالهاي در باب اخترشناسي نوشت به نام اعتلاي ذهن، كه خلاصهاي است از مجسطي، و احتمالاً تحرير درسهاي اخترشناسي او در اثناي سالهاي 1272 و 1279، در مراغه است. البته ميدانيم كه او در 1268، اصول اقليدس، و در 1272 ـ 1273، مجسطي بطليموس را تدريس ميكرد. اين تنها كتاب درسي مهم دربارهٴ اخترشناسي به زبان سرياني است. ممكن است او كتابي دربارهٴ مقدمات تقويم تأليف كرده باشد.
او يك زيج مقدماتي هم تأليف كرد، و اين ممكن است همان تقويم فوقالذكر باشد. سعي كرد ثابت كند ممكن نيست زمين متحرك باشد، اين حركت خواه مستقيمالخط باشد يا دوراني.
2. طب و گياهشناسي ــ گرچه او آثار طبي متعددي تأليف كرده، ولي هيچكدام به دست ما نرسيده است. از جمله مجموعهاي از عقايد طبي را گرد آورد، و منتخبي از مفردات ديوسكوريدس را به صورت مصور تدوين كرد، همچنين
مسائلالطبيهٴ حنين بن اسحاق را ترجمه كرد و شرحي بر آن نوشت (ناتمام)، كتاب الاٴدوية المفردة اثر غافقي را هم ترجمه كرد؛ ترجمهٴ قانون ابنسينا را هم شروع كرد. گفته ميشود كه بر فصول بقراط2 و كتابالاركان، و كتابالمزاج جالينوس به عربي شرح نوشته است.
3. تاريخ و جغرافيا ــ مهمترين تأليفش يك تاريخ سرياني در دو بخش است، يكي
تاريخ سرياني و ديگري تاريخ كليسا. اولي تاريخ عمومي از آغاز تا سال 1286 است، كه براي آن از مآخذ عربي، فارسي و سرياني استفاده كرده است. مثلاً در مورد رويدادهاي دورهٴ مغول جهانگشاي جويني را مورد استفاده قرار داده است. مهمترين مآخذ سرياني او تا 1196، تاريخ ميشائيل كبير است.